تبليغاتX
شمع

شمع

محرم

 

tdcaxyjoyqvy4itqhimt.jpg

سروده ي زير توسط يكي ازانقلابيون قبل از انقلاب سروده شده كه جهت زنده نگاه داشتن ياد وخاطره آنها كه جان بركف بمنظور تحقق اين جمله امام شهيدان اباعبدالله " ان الحياه عقيده وجهاد " جانفشاني كردند

از محرم تا محرم

محرم ماه خون ماه قيام پيشواي ما حسين آغاز مي گردد

و ما پويندگان راه حق امسال

درون محبس دژخيم استعمار

با شوري دگر اين ماه را تعظيم ميداريم

مي انديشيم  در تاريخ و ميبينيم

كه شمس انقلاب كربلا همواره تابان است

و در هر سالكردي از محرم پرتوش روشنگر راه جهاد هر مسلمان است

جهاد حق عليه ظلم

نبرد خلق با عمال استعمار

************************************

بياد آريم آن ماه محرم نيمه خرداد

خروش خشم انسانهاي آزاده

خميني و ... خميني ها

دليري و دليري ها

و در اين راه چندي بعد

سعيدي و سعيدي ها

و همرزمان و ياراني چو اسكندر

صفايي , سالمي , پويان

كتيرايي و همراهان

دليراني كه در راه نجات خلق جان خود فدا كردند

و احمد اولين يار شهيد ما

آري باز مي بينيم كه شمس انقلاب كربلا همواره تابان است

و  اكنون ما و استمرار امر انقلاب حق و ميگوييم

حسين اي انقلابي مرد آزاده

بخون اطهرت سوگند

به عزم راسخت سوگند

كه ما هرگز نياساييم از پيمودن راهت

كه ما هرگز نياساييم از پيمودن راهت

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 10:35  توسط   | 

19 شهریور ارتحال شهادت گونه طلقانی

 

۱۹ شهریور مصادف است با ارتحال شهادت گونه مفسرکبیر قرآن

 

؛ علامه مجاهد ؛ مبارز نستوه ؛ پناه آزادگان ؛  

 

مبشر قسط وشورا

 

حضرت آيت اله طالقاني گرامي باد

64nfbhskao6vtdyn2u7.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 10:30  توسط   | 

قدر ازدیدگاه علامه طباطبایی

شب قدر از نگاه علامه طباطبایی(ره)

شب قدر از نگاه علامه طباطبایی(ره)

اندیشه  - آنچه پیش روی دارید بحثی پیرامون شب قدر براساس نظرات مرحوم علامه طباطبایی(ره) در تفسیر شریف المیزان است که در سوره «قدر» و «دخان» مطرح شده امید که راهنمای خوبی برای معرفی این شب باشد.

شب قدر یعنی چه؟
مراد از قدر، تقدیر و اندازه گیری است و شب قدر شب اندازه گیری است و خداوند متعال در این شب حوادث یک سال را تقدیر می کند و زندگی، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسان ها و اموری از این قبیل را در این شب مقدر می گرداند.

شب قدر کدام شب است؟
در قرآن کریم آیه ای که به صراحت بیان کند شب قدر چه شبی است دیده نمی شود. ولی از جمع بندی چند آیه از قرآن کریم می توان فهمید که شب قدر یکی از شب های ماه مبارک رمضان است.

قرآن کریم از یک سو می فرماید: «انا انزلناه فی لیله المبارکه». این آیه گویای این مطلب است که قرآن یکپارچه در یک شب مبارک نازل شده است و از سوی دیگر می فرماید: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن» و گویای این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است و در سوره قدر می فرماید: «انا انزلناه فی لیله القدر» از مجموع این آیات استفاده می شود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما اینکه کدام یک از شب های ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزی بر آن دلالت ندارد و تنها از راه اخبار می توان آن شب را معین کرد.

در بعضی از روایات منقول از ائمه اطهار(ع) شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخی دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یکم و بیست و سوم و در روایات دیگری متعین در شب بیست و سوم است و عدم تعین یک شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نکنند.

پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت(ع) شب قدر از شب های ماه رمضان و یکی از سه شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت به طور عجیبی با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولی معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم ماه رمضان، شب قدر است و در آن شب قرآن نازل شده است.

تکرار شب قدر در هر سال
شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالی که قرآن در آن نازل شد نیست بلکه با تکرار سال ها، آن شب نیز تکرار می شود. یعنی در هر ماه رمضان شب قدری است که در آن شب امور سال آینده تقدیر می شود.
دلیل بر این امر این است که:

اولا: نزول قرآن به طور یکپارچه در یکی از شب های قدر چهارده قرن گذشته ممکن است ولی تعیین حوادث تمامی قرون گذشته و آینده در آن شب بی معنی است.

ثانیا: کلمه «یفرق» در آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم» در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را می رساند و نیز کلمه «تنزل» در آیه کریمه «تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر» به دلیل مضارع بودنش دلالت بر استمرار دارد.

ثالثا: از ظاهر جمله «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن» چنین برمی آید که مادامی که ماه رمضان تکرار می شود آن شب نیز تکرار می شود. پس شب قدر منحصر در یک شب نیست بلکه در هر سال در ماه رمضان تکرار می شود.

در این خصوص در تفسیر برهان از شیخ طوسی از ابوذر روایت شده که گفت: به رسول خدا(ص) عرض کردم یا رسول الله(ص) آیا شب قدر شبی است که در عهد انبیا بوده و امر به آنان نازل می شده و چون از دنیا می رفتند نزول امر در آن شب تعطیل می شده است؟ فرمود: «نه بلکه شب قدر تا قیامت هست.»

عظمت شب قدر
در سوره قدر می خوانیم: «انا انزلناه فی لیله القدر و ما ادرئک ما لیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر» خداوند متعال برای بیان عظمت شب قدر با این که ممکن بود بفرماید: «و ما ادرئک ماهی هی خیر من الف شهر» یعنی با اینکه می توانست در آیه دوم و سوم به جای کلمه «لیله القدر» ضمیر بیاورد، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت کند و با آیه «لیله القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان کرد به این که این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن در این است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند و احیا یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.
از امام صادق(ع) سوال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟(با اینکه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش یک شب قدر است)
حضرت فرمود: «عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد»

وقایع شب قدر

۱-نزول قرآن
ظاهر آیه شریفه «انا انزلناه فی لیله القدر» این است که همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبیر به انزال کرده که ظهور در یکپارچگی و دفعی بودن دارد نه تنزیل که ظاهر در نزول تدریجی است.
قرآن کریم به دو گونه نازل شده است:

۱-نزول یک باره و در یک شب معین
۲-نزول تدریجی در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اکرم(ص)
آیاتی چون «قرانا فرقناه لتقراه علی الناس علی مکث و نزلناه تنزیلا» نزول تدریجی قرآن را بیان می کند.
در نزول دفعی (و یکپارچه) قرآن کریم که مرکب از سوره ها و آیات است یک دفعه نازل نشده است بلکه به صورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آیاتی که درباره وقایع شخصی و حوادث جزیی نازل شده ارتباط کامل با زمان و مکان و اشخاص و احوال خاصه ای دارد که درباره آن اشخاص و آن احوال و در آن زمان و مکان نازل شده و معلوم است که چنین آیاتی درست درنمی آید مگر اینکه زمان و مکانش و واقعه ای که درباره اش نازل شده رخ دهد به طوری که اگر از آن زمان ها و مکان ها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود که قرآن یکباره نازل شده، قهرا موارد آن آیات حذف می شود و دیگر بر آنها تطبیق نمی کنند، پس قرآن به همین هیئت که هست دوبار نازل نشده بلکه بین دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصیل است. همان اجمال و تفصیلی که در آیه شریفه «کتاب احکمت آیاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر» به آن اشاره شده است و در شب قدر قرآن کریم به صورت اجمال و یکپارچه بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل گردید.

۲-تقدیر امور
خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال آینده را از قبیل مرگ و زندگی، وسعت یا تنگی روزی، سعادت و شقاوت، خیر و شر، طاعت و معصیت و... تقدیر می کند.

در آیه شریفه «انا انزلناه فی لیله القدر» کلمه «قدر» دلالت بر تقدیر و اندازه گیری دارد و آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم» که در وصف شب قدر نازل شده است بر تقدیر دلالت می کند. چون کلمه «فرق» به معنای جداسازی و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعه ای که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه گیری مشخص سازند. امور به حسب قضای الهی دارای دو مرحله اند، یکی اجمال و ابهام و دیگری تفصیل و شب قدر به طوری که از آیه «فیها یفرق کل امر حکیم» برمی آید شبی است که امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون می آیند.

۳-نزول ملائکه و روح
براساس آیه شریفه «تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر» ملائکه و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل می شوند. مراد از روح آن روحی است که از عالم امر است و خدای متعال درباره اش فرموده است: «قل الروح من امر ربی» در این که مراد از امر چیست؟ بحث های مفصلی در تفسیر شریف المیزان آمده است که به جهت اختصار مبحث به دو روایت در مورد نزول ملائکه و اینکه روح چیست بسنده می شود.

الف: پیامبر اکرم(ص) فرمود: وقتی شب قدر می شود ملائکه ای که ساکن در «سدره المنتهی» هستند و جبرئیل یکی از ایشان است نازل می شوند در حالی که جبرئیل به اتفاق سایرین پرچم هایی را به همراه دارند.

یک پرچم بالای قبر من و یکی بر بالای بیت المقدس و پرچمی در مسجدالحرام و پرچمی بر طور سینا نصب می کنند و هیچ مومن و مومنه ای در این نقاط نمی ماند مگر آنکه جبرئیل به او سلام می کند، مگر کسی که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد.

ب: از امام صادق(ع) در مورد روح سوال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از سنخ ملائکه است و روح از آن سنخ نیست. مگر نمی بینی خدای تعالی فرموده: «تنزل الملائکه و الروح» پس معلوم می شود روح غیر از ملائکه است.

۴- سلام و امنیت
قرآن کریم در بیان این ویژگی شب قدر می فرماید: «سلام هی حتی مطلع الفجر» کلمه سلام و سلامت به معنای عاری بودن از آفات ظاهری و باطنی است و جمله «سلام هی» اشاره به این مطلب دارد که عنایت الهی تعلق گرفته است به این که رحمتش شامل همه آن بندگان شود که به سوی او روی می آورند و نیز به اینکه درخصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به این معنا این است که در این شب کید شیطان ها هم موثر واقع نشود چنانکه در بعضی از روایات نیز به این معنا اشاره شده است.

البته بعضی از مفسرین گفته اند: مراد از کلمه «سلام» این است که در شب قدر ملائکه از هر مومن مشغول به عبادت بگذرند، سلام می دهند.مهمترین مناسبت ماه مبارک رمضان، شب قدر است که هماره مورد توجه مومنین بوده و خواهد بود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1390ساعت 12:4  توسط   | 

جزئیات تازه ای ازقتل دختر نماینده اسبق اصلاح طلب مردم کازرون

 

اظهارات جدید نماینده ی اسبق کازرون در باره ی قتل دخترش PDF چاپ نامه الکترونیک

به گزارش سایت بابونه، عصر روز چهارشنبه 19 مرداد ماه، باقری نژاد که به قصد شرکت در مراسم ختم دخترش به شیراز سفر کرده بود، جزئیات تازه ای از ماجرای قتل فاطمه را بیان کرد. وی که در جمع تعدادی از دوستان خود صحبت می کرد اظهار داشت: هنوز از سوی مراجع قانونی علت قتل مشخص نشده است اما آنچه برای ما مسلم است این است که این عمل وحشیانه به قصد دزدی انجام نشده است زیرا وسایل شخصی دخترش از جمله موبایل، کارت شناسایی و مقداری پول که در کیف وی بوده به سرقت نرفته است.

 

نماینده ی اسبق مردم کازرون در مجالس سوم و ششم  با اشاره به مشاهدات عینی خود گفت این جنایت به قصد دزدیدن اعضای بدن دخترش نیز انجام نشده زیرا تمام اعضای بدن وی سالم بوده است.

باقری نژاد همچنین ضمن رد خبر روزنامه «اعتماد» و  «خبرگزاری آفتاب» مبنی بر اینکه « هیچ جای جراحت، تصادف ضربه‌یی که منجر به خونریزی مغزی شده باشد یا علایم شکستگی بر پیکر فاطمه مشاهده نشده است و روی بدن وی نیز هیچ علامتی که بتوان از آن علت مرگ را تشخیص داد وجود نداشته است» اظهار داشت: در هنگام دیدن جسد دخترش آثار کبودی در قسمت هایی از بدن وی مشاهده کرده است.

نماینده ی اسبق کازرون در تشریح زوایای این عمل غیر انسانی گفت: فاصله ی محل سکونت ما با محل کشف جسد از شمال تا جنوبی ترین قسمت شهر تهران می باشد و اساسا دخترش هیچگاه برای تقریح یا کوهنوردی به این منطقه نرفته است. وی با تاکید بر اینکه فعلا در باره علت این قتل اظهار نظر نمی کند گفت ما منتطر نظر کارشناسی مقامات مسئول هستیم و انتظار داریم که هرچه سریعتر عامل یا عاملان این جنایت وحشیانه شناسایی و به سزای عمل غیر انسانی خود برسند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 8:40  توسط   | 

انتظار ازديدگاه شهيد شريعتي

 
 3szu1cgcux7c04isuz7f.jpg
 
 
 
 

شريعتي در ابتداي سخن از حساس بودن مسئله اتنظار به جهت اينكه اساس احساس، انديشه و مسئوليت اجتماعي ما را در بر مي گيرد سخن به ميان مي آورد و به عنوان يك معلم بي طرف تاريخ اديان، از زواياي ديد مختلف قشرهاي متفاوت جامعه از قبيل قشر روشنفكر، علمي، ضد علمي، مذهبي، غير مذهبي، اجتماعي، ضد اجتماعي، علمي – مادي و تحصيلكرده ي غير مذهبي، «انتظار» را مورد بررسي قرار داده و اصل انتظار را به معناي كلي دو نوع مي داند: اصل انتظار به معناي كلي – نه انتظار خاص شيعي – دو نوع است: انتظار منفي و انتظار مثبت. اين دو انتظار درست ضد يكديگر ند. يكي بزرگترين عامل انحطاط است و ديگري بزرگترين عامل حركت و ارتقاء، يكي تن دادن به ذلت و توجيه وضع موجود، ديگري پيش رونده و آينده گر. . .

 

انتظار به اين معني است كه گروهي «منتظر» باشند كه نجات بخش خواهد آمد. پس اين فكر چهار پايه ي اساسي دارد: 1- اسارت 2- غيبت 3- انتظار 4- نجات

 

از انتظار و اعتقاد به اين كه نجات بخشي كه اكنون غائب است خواهد آمد و عدالت را مستقر خواهد كرد و بشريت را نجات خواهد داد و حقيقت و عدل و برا بري پيروز خواهد شد، به صورت منفيش دشمنان عدالت و عاملين فساد و تبهكاري و كساني كه هيچ مسووليتي در زندگيشان نمي شناسند و هيچ حدي از شرارت و فسادشان را محدود   نمي كنند استناد مي كنند، به اين معنا مردم را قانع و معتقد مي كنند كه نجات بشر و استقرار عدالت فقط و فقط موكول به ظهور نجات بخش خاص غيبي است نه هيچ كس و كسان ديگر. . . . 

 

و چنين استدلال مي كنند كه اگر ما عدالت را استقرار نمي دهيم و اگر قدرتي يا حكومتي ظلم و فساد مي كند، جبري و طبيعي است غير عادي نيست و چون طبيعي است بايد پذيرفت كه پذيرفتني است و چون ناگذير و حتمي است در برابرش مخالفت و مقاومت ممكن نيست و هر كوشش و فداكاري در راه عدالت و اصلاح عموم بيهوده است، پوچ است . مي بينيم كه غيبت – با اين گونه توجيه از «انتظار منفي» بهترين وسيله است براي كساني كه جنايت و ظلم و ستم و فساد مي كنند و دين و مذهب را آلت منافع گروهي و مادي و سياسي و معنوي خودشان كرده اند تا به نيابت امام از پيروان او كار بگيرند و بر گرده انديشه و اقتصاد و زندگي و كوشش و فعاليت آنها سوار شوند. . .

 

اما همين اصول با همين اعتقادات – يعني اعتقاد به انتظار، اعتقاد به دوره غيبت و اعتقاد به جبري و حتمي بودن نجات در آخر الزمان، يك رويه متضاد با اين رويه دارد كه بزرگترين قدرت نفي كننده اين عوامل است و مردمي كه مجهز به اين ايدئولوژي اند نيرومند ترين سلاح را براي نابودي فساد و بزرگترين ضربه را براي كوبيدن ظلم و بزرگترين انرژي براي حركت به طرف آينده دارا مي باشند.

 

. . .انتظار، جبر تاريخ است. اين مسئله براي روشنفكران كه با مكتبها و فلسفه هاي علمي تاريخ آشنايي دارند بي نهايت شور انگيز است. هر كس اين سوال به ذهنش مي رسد كه امام زمان، اين رهبر نجات بخش انتهاي تاريخ، چگونه مي تواند بر جهان پيروز شود؟ در اينجا امام صادق (ع) يك توجيه بسيار عميق و كاملاً جامعه شناسانه و تاريخي دارد كه: «قدرتهاي ستمكار و قطبهاي جنايت و ظلم به قدري از درون به فساد خواهند رفت كه مقاومتشان را از دست مي دهند و آنگاه شما از بيهوشي و خواب خرگوشي بيدار شده و چون مسلح به نيروي ايمان و آگاهي هستيد بر آن قدرتهاي از درون پوسيده و از بيرون فرسوده پيروز مي شويد» و اين پيروزي بر اساس منطق و غيبت و سنتهاي اجتماعي است، سنتهايي كه در اسلام قوانين خداوند است نه قوانين ماترياليستي.

 

«انتظار يعني». . . تسلسل و وحدت تاريخي - انتظار- به اين عنواني كه در تشيع هست، سه دوره را به هم متصل مي كند. دوره اول، نبوت و دوره دوم، امامت و پس از آن غيبت است كه در آن، نه نبوت وجود دارد و نه امامت حكومت عيني دارد. . .

 

منتظر، هم از لحاظ فكري و هم از نظر علمي و مادي. . . انسان آماده اي است كه هر لحظه احتمال مي دهد شيپور انقلاب نهايي نواخته شود و او خود را مسئول شركت در اين جهاد كه بر اساس قوانين جبري الهي قطعاً آغاز خواهد شد مي داند و خود به خود آماده است، هم متعهد، و هم مجهز و هر شيعه به اميد شنيدن آواز امام سر بر بستر مي نهاد. . .

 

 اعتقاد به انتظار، اعتقاد به اين است كه وعده ي خداوند در قرآن براي مسلمانان و همچنين ايده آل هر انسان ستمديده و آرزوي همه توده هاي محروم تحقق پيدا خواهد كرد و جامعه بي طبقه، بي ستم، بي ظلم، بي تزوير و جامعه اي كه در آن انسان، عدالت، قسط و حقيقت براي هميشه حاكم خواهد بود، كه هرگز بازيچه ستمكاران و فريبكاران نخواهد شد، و علي رغم همه عاملان نيرومند مسلح فساد و ظلم، پيروز خواهد شد.

 

منتظر، انسان متعهدي است كه هر لحظه در انتظار قطعي نظامهاي ضد انساني است و همواره خود را براي شركت در چنين انقلاب جهاني و بدر دومي كه با شمشير علي (ع) و زره پيغمبر (ص) و به دست فرزند پيغمبر و علي بر پا مي شود، آماده مي كند.

 

و بنابرين، انتظار مذهب اعتراض و نفي مطلق نظام حاكم و وضع موجود است، در هر شكلي، انتظار نه تنها از انسان سلب مسوليت نمي كند، بلكه مسوليت او را در سرنوشت خودش و سرنوشت حقيقت و سرنوشت انسان، سنگين، فوري، منطقي و حياتي مي كند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 8:58  توسط   | 

گل سرخ توحید درکویرشرک می روید

 

 

febcyvs1tpoh0xh3ggao.gif

تو اکنون شهر علم و اجتهادی

 تو رب النوع شمشیر و جهادی

 تو خورشیدی شدی در گوشه غار

 بر نور تو شد خورشید و مه تار

 بتاب و روشنی بخش جهان باش

 مهین  پیغمبر آخر زمان باش 

r4jpnkjo5sfhrg16jsu.gif

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 10:4  توسط   | 

اظهارات جديديد هاشمي رفسنجاني

 

vt43jbifvvyay5zsefyw.jpg

 

هاشمی رفسنجانی: تهمت، دروغ و ضایع کردن حقوق مردم می‌تواند زمینه‌ساز رشد منکرات در جامعه باشد

سیاست > چهره ها  - جمعی از مسئولین سابق و علمای استان گلستان صبح سه‌شنبه با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدار کردند.

به گزارش خبرآنلاین، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در این دیدار با تسلیت شهادت امام موسی کاظم(ع) و همچنین تبریک مبعث پیامبر(ص)، عشق به اسلام، ولایت ائمه و قرآن را عجین با روح و جان مردم ایران عنوان کرد و گفت: شکل‌گیری انقلاب اسلامی ایران براساس این علایق و تشکیل حکومتی مبتنی بر احکام زلال اسلام بود.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ وظیفه حکومت اسلامی را تأمین راه سعادت دنیوی و اخروی همه مردم و همچنین رفع ناکامی‌ها و معضلات از جامعه بیان کرد و افزود: اسلام حق تصمیم‌گیری را به خود مردم داده است و بالطبع انسان نیز بابت تصمیمات خود باید به خداوند پاسخگو باشد و اسلام حاوی همه نیازهای مادی و معنوی انسانی است.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پیروزی انقلاب اسلامی را مرهون حضور مردم در صحنه عنوان کرد و گفت: این حضور به همراه مدیریت حضرت امام(ره) توانست پیروزی را به همراه داشته باشد و این پیروزی امیدهای فراوانی را به همراه داشت.

وی افزود: انتخابات تبلور حضور مردم بود که امام تأکید خاصی بر آن داشت و رفراندوم برای نوع نظام و همچنین قانون اساسی در همان ابتدای پیروزی تأییدکننده این موضوع است.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رشد مکارم اخلاق را یکی از مهمترین اهداف اسلام و انقلاب

عنوان کرد و گفت:

تهمت، دروغ و ضایع کردن حقوق مردم می‌تواند زمینه‌ساز رشد منکرات در جامعه باشد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود:

 در زمان جنگ تحمیلی نیز حضور داوطلبانه مردم در دفاع مقدس سرمایه اصلی مقاومت و پیروزی‌ها شد و نظام اسلامی حاضر نشد با اقدامات ضدانسانی و ضداخلاقی رژیم صدام مقابله به مثل کند و در بسیاری از زمان‌ها که جان مردم عراق مورد تهدید قرار می‌گرفت ما از انجام اقدامات تلافی‌جویانه خودداری کردیم.

وی تأکید کرد:

 دوران استبداد و تک‌رأیی در جوامع بشری امروزی

 

به پایان رسیده و رشد آگاهی

 

مردم به واسطه تحصیل علم و ابزارهای اطلاع‌رسانی

 

زمینه‌های این موضوع را از بین برده است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 9:26  توسط   | 

سالروز شهادت دكترعلي شريعتي

 

oo970nf031jlflv7m7n.gif

 

۲۹ خردادzn95615kgnxk4lhngbg5.gif

سالروز شهادت معلم کبیر انقلاب

 

شهید شاهد ( شمع )

 

 

احیاگر تشیع سرخ علوی

 

منادی عرفان برابری آزادی

 

گرامی باد

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 15:46  توسط   | 

تولد دانيال

 

 

49mgp68vw1c1q2qo1vc.gif

23 خرداد سالروز تولد دانيال

 

دانيال عزيزم

شانزدهمين سال شروع بهار زندگيت همراه با آغاز شكوفائي معنويت مبارك باد

زندگي توام با معنويت وموفقيت ورشد وتعالي عزت كرامت وارزش هاي  انساني  رابرايت آرزومنديم

           بابا كاظم       مادر جون                 بنيامين چون

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 10:52  توسط   | 

عزت ایران رفت

 

 

 

پایگاه اطلاع رسانی نرگس نیوز - شهرستان کازرون - بخش آپلود سنتر

 

 

 

خداحافظ عزت سرزمين من

مهدي عربشاهي

سلام اي طلوع سحرگاه رفتن

سلام اي غم لحظه هاي جدايي

خداحافظ اي شعر شب هاي روشن

سياست براي من با "ايران فردا" آغاز شد. عجيب بود روزهايي که تازه شوق سياست و دغدغه آرمان هاي بزرگي چون آزادي و عدالت در وجود نوجوان من جوانه مي زد با تو از راهي آشنا شدم که کمتر گمانش مي رفت: سيماي جمهوري اسلامي ايران و برنامه ننگين هويت.

هويت را ساخته بودند تا به خيال خامشان تو را و بزرگاني ديگر چون تو را بدنام کنند. عجيب اما اين بود که براي بسياري از هم نسلان من همان برنامه و دروغ هاي هميشگي روزنه اي بود تا نام ترا بشنوند. براي آنها که سالهاي درازي تو را سانسور کرده بودند تا هيچ کس نداند انقلابيون واقعي بهمن 57 چه کساني بودند، اين اشتباهي بزرگ بود.

از همان روزها بود که بي تاب شناختن تو شدم. نزديک انتخابات رياست جمهوري سال 76 بود که با ايران فردا آشنا شدم. هنوز مزه شيرين ورق زدن صفحات ايران فردا و شماره وي‍ژه انتخابات را احساس مي کنم. عزت الله سحابي، علي اکبر معين فر، ابراهيم يزدي، حبيب الله پيمان و ... نامهايي بود که مي شنيدم. چهره هاي ممنوعه سياست ايران. اعضاي شوراي انقلاب و کابينه دولت موقت مهندس بازرگان. يادم هست که پيش از تاييد صلاحيت ها و در هياهوي خاتمي و ناطق وقتي در جمعي پرسش از کانديداي مطلوب براي رياست جمهوري بود نام تو را بردم. هرچند مي دانستم که تو تاييد نخواهي شد.

و اين آغاز سياست براي من بود. بعدها در قامت يک فعال دانشجويي بارها به دفتر ايران فردا (که حالا توقيف شده بود) آمدم. ميدان هفت تير، انتهاي خيابان کناري مسجد الجواد، دفتر مهندس سحابي. مشتاق بوديم که حرفهاي مردي را بشنويم که از روزهاي تلخ کودتاي مرداد 32 براي ما مي گفت. از تاسيس نهضت آزادي ايران و خفقان دهه 40 و 50 و سالها زندان. از روزهاي پرشور انقلابي که با وعده آزادي و عدالت پيروز شد. از مجلس اول که هنوز شوراي ملي بود و مقاومت جانانه بر سر حقوق ملت. از دهه 60 و 70 و باز هم زندان. و ما به چشم خود ديديم که انقلاب فرزندان خودش را خورد. داستان هاي جرج اورول براي ما نمايشي بود که بي هيچ کم و کاستي پرده به پرده جلوي چشمانمان اجرا مي شد!

شايد گاهي به شور جواني يا با تحليلي متفاوت راه و مسيرمان اندکي جدا مي شد، اما تو هميشه براي ما پدر بودي. تو بي هيچ اغراقي آنقدر پاک زيسته بودي که حتي دشمنانت هم به احترام تو کلاه از سر بر مي داشتند.

و تو امروز براي هميشه از کنار ما رفتي. مردي که 60 سال براي آزادي، عدالت، دموکراسي و حقوق بشر  صادقانه تلاش کرد. امروز آرزوي تو برآورده شد. تو که ديگر تحمل نداشتي تا آنچه را که بر جوانان سرزمينت در اين دو سال رفت را ببيني.

صداي تو در گوش ماست: "تحمل حوادث و دردهایی که در این نه ماهه بر این سرزمین و فرزندانش رفته، برای من در این سنین آخر عمر بسی سخت و ناگوار است".

و تو از خدا خواستي تا يا اوضاع کشور را دگرگون کند و يا مرگ تو را برساند. و مثل هميشه بخت با ما يار نبود!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 15:16  توسط   |